انتخابات سیاست را زنده می‌کند!

چگونه انتخابات هرگز فرمایشی نیست؟ + فیلم انتخاباتی رهبر انقلاب در چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۶۴

هیچ وقت همه‌ی مردم از برگزاری انتخابات استقبال نمی‌کنند. همیشه هستند عده‌ای که از کنار انتخابات با بی‌تفاوتی عبور می‌کنند. بهانه‌ها هم البته متفاوت است. برخی ممکن است به دنبال تغییر بنیادین‌تری باشند که تصور می‌کنند برگزاری انتخابات، به عنوان یک مناسک سیاسی کنترل شده، نهایتاً نمی‌تواند آن را رقم بزند. برخی هم ممکن است از موضعی شبه‌اخلاقی و با ژستی فرهیختگانی، انتخابات را محکوم کنند و اساساً مخالف «جار و جنجال» مرسوم در انتخابات‌ها باشند. معمولا این افراد، با زبان بی‌زبانی می‌گویند اداره‌ی کشور، اینهمه جار و جنجال نمی‌خواهد: کافی است کار را به عده‌ای کاردان و کاربلد بسپارید و خاطر جمع به خانه‌هایتان بروید! دسته‌ی اول، طرفدار نوعی سیاستِ رادیکال هستند که اساساً در قواره‌ی هیچ انتخابات و سازماندهی منتظم سیاسی نمی‌گنجد؛ دسته‌ی دوم اما اساساً به سیاست مشکوک‌اند. سیاست را بازی بی‌سرانجام و بدفرجام عده‌ای بی‌سر و پا حال چه در قامت سیاستمداران مدعی و چه در شمایل توده‌ی متوقع – می‌دانند که جای چیزها را بر هم می‌زند و نمی‌گذارد هرچیز به‌درستی سر جای خودش باشد. جالب اینجاست که هرچند این دو دسته‌ی مخالف انتخابات، در توضیح چرایی مخالفتشان دلایل مختلفی می‌آورند، یک کلیدواژه را معمولا در پیدا و پنهان حرفهایشان زیاد سراغ داریم: «انتخابات فرمایشی». در حالی که مخالفان رادیکال انتخابات، معمولاً هر شکلی از آن را نوعی مناسک «فرمایشی» و مهارشده از سوی قدرت مستقر می‌پندارند؛ «مخالفان محترم» انتخابات، ای‌بسا از یک انتخابات فرمایشی و بی‌سر و صدا که آب را از آب تکان ندهد؛ استقبال می‌کنند. اما آیا انتخابات، هرگز می‌تواند «فرمایشی» باشد؟
فیلمی که می‌بینیم، نطق انتخاباتی آیت الله خامنه‌ای در رقابت انتخابات چهارم ریاست‌جمهوری در سال 64 است. نامزد بی‌رقیب انتخابات آن سالهای ریاست‌جمهوری، در این فیلم از فرصت تبلیغات استفاده می‌کند تا برنامه‌های خودش برای اداره‌ی کشور را به مردم اعلام کند. بدیهی است از آنجا که وی در آن هنگام پس از یک دوره تصدی سمت ریاست‌جمهوری، برای بار دوم در انتخابات نامزد شده است؛ نطق انتخاباتی، بیشتر به بیان دستاوردهای چهارساله‌ی دولت وقت اختصاص دارد. اما گفتاری که در فیلم می‌بینیم، بیان ساده و معمولی دستاوردهای یک دولت نیست، بلکه بیش از هرچیز دفاع از سیاست است. سیاستی که اتفاقاً برگزاری انتخابات، آن را رقم زده و به سرانجام رساندن یک انتخابات و تجدید آن با انتخاباتی دیگر، نتیجه‌ی آن است.
جوّ عمومی در آن سالها به گونه‌ای است که باور بر آن است که مردم با یک انتخابات فرمایشی مواجه‌اند. اپوزیسیون نظام، کنار زده شده‌اند و بازی تاج و تخت، تقسیم قدرت بین چهره‌های شناخته‌شده‌ی منتسب به امام است. نطق انتخاباتی آیت الله خامنه‌ای اما می‌خواهد این تصور را تضعیف ‌کند. ایشان شرایط موجود کشور در سال 64 را نتیجه‌ی برگزاری انتخابات، و حاصل نیرویی می‌داند که اتفاقا از انتخابات، آزاد شده است. «حالا انگار شما نظامی دارید که سیاست دارد و حرفی برای گفتن». نقل قولی که آیت الله خامنه‌ای از یکی از مهمانان خارجی که آن سال به ایران آمده و شرایط کشور در سال 64 را با پیش از سال 60 مقایسه کرده است؛ نقل می‌کنند. اما چه شده است که کشور، سیاست پیدا کرده و می‌تواند حرف بزند؟ و چرا پیش از آن نمی‌توانسته؟ آیت الله خامنه¬ای در این فیلم می‌خواهد نشان دهد که این حاصل برگزاری دو دوره منظم انتخابات (در سال 60 و 64 ) و جریان یافتن سیاست است. سیاستی که هرج و مرج و آشوب سالهای پیش از 1360  مانع از تحقق آن بود. سیاستی که مردم را به سوژه‌هایی سیاسی تبدیل کرده است که حالا می‌توان از «نقش» آنها در سیاست سخن گفت. مردم در 1357 یکبار انقلاب کرده‌اند و در سه ساله‌ی اول انقلاب، بیش از آنکه «بازیگر» باشند؛ «موضوع بازی» احزاب و گروههای سیاسی هستند. از مردم، زیاد سخن به میان می‌آید اما  هرچه بیشتر پایشان وسط است؛ گویا دستشان از سیاست کوتاه‌تر است! هرچه مردم می‌کنند؛ تا 1360 «ناتمام» می‌ماند و انگار نه انگار دستاوردی در صحنه‌ی سیاست داشته‌اند. اتفاقی که از 1360 به بعد می‌افتد آن است که همین مردم می‌توانند ایفاگر نقشی بلند در سیاست باشند. نقشی که می‌تواند پی‌ریزی شود و البته پی گرفته شود: آنها رأی داده‌اند، دولتی را مستفر کرده و کسی را به ریاست-جمهوری برگزیده‌اند که حالا توانسته – برای اول بار – یک دوره‌ی کامل را از سر بگذراند. اینچنین است که انتخابات 1364 در حقیقت، شبیه پایان پیروزمندانه‌ی یک بازی تعقیب و گریز تمام‌عیار است که «مردم» فاتحان آن بوده‌اند: «یک دوره¬ی کامل». حالا مردم می‌توانند سیاستی را که ساخته‌اند، ارزیابی کنند و حالا نظام می‌تواند به واسطه‌ی این ساختن و آن وارسی، از اینکه سیاستی دارد، حرف بزند. انتخابات، با نفسِ برگزار شدن‌اش و مهم‌تر از آن، با به سرانجام رسیدن دوره‌ای و رقم زدن دوره‌ای دیگر، زبان‌ها را به سیاست باز کرده است.
انتخابات هرگز نمی‌تواند فرمایشی باشد: نه از آنرو که فصلی است که در آن، بیش از همیشه از مردم و از سیاست، گفته و شنیده می‌شود، و نه چون مردم در ایام انتخابات، موضوع جدال سیاسی قرار می‌گیرند و نهایتا یک «رأی» می‌دهند؛ بلکه چون انتخابات،  وعده‌ای در خود دارد که نوید «آینده» می‌دهد وصحنه‌ای است که سیاستی می‌آفریند؛ سیاستی را ختم می‌کند؛  و امکان پی‌گیری و استمرار چیزی در نسبت با سیاست را فراهم می‌کند. آنچه انتخابات را «سیاسی» می‌کند؛ جار و جنجال بر سر سیاست نیست. همانطور که انتخابات، صرفا نیامده تا «اداره‌ی امور»، بهینه شود. انتخابات، سیاسی است چون وجود امکان سیاست، مستلزم وجود امکانی برای «آینده»ای متفاوت و البته امکان پی‌گیری آن آینده در اکنون است. انتخابات، حتی اگر فقط نوید عبور از یک دوره به دوره‌ای دیگر و نوید آینده‌ای مستمر باشد؛ سیاست را زنده نگه داشته است.