در غیاب گفتار سیاسی

گفتار امنیتی صحنه سیاست ایران را پرکرده است./ تحلیلی از مشی امنیتی دولت روحانی

انتخابات ۹۶ برگزار شد و دولت امنیتی حسن روحانی بار دیگر منتخب مردم ایران بود. دولت روحانی در چهار سال گذشته مشی تماما امنیتی داشته و مهم آن‌که این امر هرگز چه از سوی او و چه از سوی دولتمردانش پوشیده نشده است. نتیجه انتخابات بار دیگر نشان داد صحنه سیاسی ایران تا چه حد از یک گفتار سیاسی اصیل تهی است.

گفتار دولت روحانی، امنیتی است
گفتار امنیتی، همان پلیسی‌شدن جامعه، به معنای مرسومِ آن نیست، حتی این هم نیست که بگیر و ببندها زیاد باشد، یا زندان‌ها شلوغ شود. این هم نیست که مردم در هراس و نگرانی از سیاست باشند. اتفاقاً گفتار امنیتی به دنبال آن است که همه چیز آرام باشد و هیچ چیز پیش‌بینی‌ناشده نباشد. این بنیاد نگاه امنیتی و گفتاری است که امنیتی است. تحت کنترل بودن همه چیز ضروری است چراکه با کنترل است که می‌توان تکلیف امور را از پیش معلوم کرد. گفتار دولت روحانی امنیتی است، به این معنا که امکان مشارکت و حضور در صحنه سیاست را نمی‌دهد. در واقع، گفتار دولت روحانی صحنه‌ای را باز نمی‌کند تا امکانی برای مشارکت سیاسی و گفتار سیاسی باز شود. کار سیاست و گفتار سیاستمدار، صحنه‌ای پیشاپیش شهروندان می‌گشاید و همین گشودگی امکانی برای مشارکت سیاسی، حرف زدن درباره سیاست و دیالوگ سیاسی است. گفتار امنیتی، با طرح مواضعی خنثی، شبه‌بی‌طرفانه و نرمال در نسبت با موضوعاتی که از اساس سیاسی هستند، فضایی امن و آرام برای سیاستمدار می‌سازد و او را از درگیرشدن با صحنه‌ی سیاست فارغ می‌کند.
دولت روحانی تاکنون، همان‌طور که در گفتارش امنیتی بوده، کارگزاران امنیتی نیز در کار گمارده است. حجم نیروهای امنیتی دولت نخست روحانی کم نیست. به غیر از وزیر اطلاعات و وزیر دفاع، علی ربیعی، وزیر تعاون، فانی، وزیر سابق آموزش و پرورش، حمید چیت‌چیان، وزیر نیرو، مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری، علی یونسی، مشاور امور اقوام، حسام الدین آشنا، مشاور امور رسانه، حسین فریدون، دستیار رییس جمهور، عباس آخوندی، وزیر راه، رحمانی‌فضلی، وزیر کشور، رضا صالحی امیری، وزیر ارشاد و جمعی از استانداران و دیگر مقامات کشوری سوابق امنیتی بارزی دارند. بدیهی است؛ داشتن سوابق امنیتی بدواً نقطه‌ای منفی برای یک فرد نیست، اما وقتی دولتی مشی اقتصادی دارد و تلاش می‌کند تا گفتار سیاسی را به حاشیه ببرد، و همزمان کارگزاران امنیتی بر کار می‌گمارد، اینجاست که باید تامل نمود و از این وضعیت پرسش کرد.

شیوه گفتار امنیتی روحانی
دولت روحانی به دو طریق گفتار امنیتی را دنبال می‌کند. اول اینکه اساساً بحث‌های سیاسی را در قالبی «نرمالیزه شده» مطرح می‌کند و برای مخاطب امکانی برای ورود باز نمی‌کند. به عنوان نمونه، به بیانیه دولت روحانی در قبال حادثه منا دقت کنید. این بیانیه گویا می‌توانسته پیش از هر حادثه‌ای نوشته شده باشد! ابتدا همدردی با حادثه‌دیدگان، سپس پیگیری مسئولان ذی‌ربط و در نهایت ‌تاکید بر پاسخگویی دولت عربستان.‌ روحانی تلاش می‌کند تا در این بیانیه به نحوی اعلام موضع کند که با هیچ پیامد پیش‌بینی‌ناشده‌ای روبه‌رو نشود. این بیانیه از‌ پیش همه چیز را تحت کنترل درآورده است چراکه روحانی گفتاری سیاسی را که صحنه‌ای برای گفتگو و شاید تعارض باز کند، طرح نکرده است. او چیزی گفته است که نه مسئولان داخلی کشور متهم شوند و نه وارد تنش با دولت عربستان شود. گفتار امنیتی همین است، گفتاری که از مواجهه با هر صحنه‌ی از پیش نامعلومی می‌هراسد. کسی که با امور به نحو خنثی و نرمال مواجهه پیدا می‌کند، گفتاری امنیتی را در پیش گرفته است و پیشاپیش امکان هر نوع گفتگو و مشارکت سیاسی را بسته است.
در مقام مقایسه، لازم است به بیانات رهبر انقلاب پس از حادثه منا توجه کنیم. ایشان در عین اینکه «خویشتنداری» یک سیاستمدار در مقام موضع‌گیری را از دست نمی‌دهند، با این حال گفتاری سیاسی متناسب با حادثه رخ داده اتخاذ می‌کنند. این گفتار، به مخاطب اجازه می‌دهد تا به جنب‌وجوشی سیاسی افتاده و جهتی را در مواجهه با این گفتار در پیش گیرد؛ ممکن است نگران شود و در هراس افتد که این موضع چه پیامدهایی برای او و کسب‌وکارش خواهد داشت و یا اینکه به شور آید و حرف‌هایی سیاسی درباره این حادثه بر زبان آورد. در هر صورت صحنه با این موضع‌گیری به نحو معقولی زنده شده است، چراکه آن‌چه رخ داده در قالبی نرمالیزه محو نشده است.‌ پس از روی کار آمدن دولت‌ روحانی کسب‌وکار ژورنالیست‌ها هم کساد شده است؛ او حرفی نمی‌زند که یک خبرنگار یا روزنامه‌نگار به عنوان «امری مهم» تیتر بزند و تحلیلش کند. ژورنالیست‌ها از پس‌وپشت دولت خبر درمی‌آورند و حرفه‌شان را در این کسادی سرپا نگه می‌دارند.
دوم اینکه بحث‌هایی که دولت به صورت سیاسی هم طرح می‌کند، به‌واسطه «گزاره‌هایی امن» در ابتدا و انتهای گفتار محافظت می‌شوند. مثلاً وقتی قرار است حرفی در مورد برجام زده شود، گزاره‌هایی مربوط به «موفقیت مردم مظلوم غزه و لبنان در ضمن توافق برجام» و «شکست رژیم غاصب صهیونیستی» و یا «هدایت‌های مقام معظم رهبری در طول مذاکرات» به میان می‌آید و در آخر و یا اول کلام قرار می‌گیرد.‌ این گزاره‌ها هم‌چون «کمربند محافظی» برای روایت روحانی از برجام عمل می‌کند و اجازه نمی‌دهد تا به راحتی گزاره‌ای متعارض وارد گفتگوی سیاسی شود. در واقع، انگیزه برای اظهارنظر را پیشاپیش تضعیف می‌کنند. این صورتی از گفتار امنیتی است چراکه سیاق گفتار، اجازه مشارکت سیاسی را نمی‌دهد و سرنوشت گفتار را هم از ابتدا روشن می‌کند.

چگونه می‌توان در برابر گفتار امنیتی ایستاد؟
گفتار امنیتی فضای سیاست ما را پر کرده است و اگر کسی آن را درنیابد امکانی برای حضور فعال در صحنه سیاست پیدا نمی‌کند. دریافتنِ منطق گفتار امنیتی، ما را نسبت به صورت‌های مختلف بروزش آگاه و هوشیار می‌کند تا بتوانیم آن را درست شناخته و عملکردش و آینده‌ای که دارد را ارزیابی کنیم. در برابر گفتار امنیتی، باید با گفتار سیاسی ایستاد. گفتار امنیتی از گفتار سیاسی می‌ترسد چراکه صحنه را از وضع از پیش معلوم و نرمالیزه خارج می‌کند و در خطر موضع‌گیری قرار می‌دهد. وقتی کسی موضعی سیاسی در پیش گیرد و با موضوعات به نحو سیاسی مواجه شود، گفتار امنیتی یا ساکتش می‌کند و یا از میدان به در می‌رود. اگر گفتار سیاسی قدرتمند نباشد، گفتار امنیتی مضحکه‌اش کرده و به خامی متهمش می‌کند؛ مثلاً می‌گوید که، «تو صحنه عمل را نمی‌شناسی، که اگر می‌شناختی گنده‌گویی نمی‌کردی». اما اگر گفتار سیاسی، به‌واقع روایتی سیاسی از موضوعات داشته باشد و بتواند پس از این انتقادات، همچنان طرح خود را ادامه دهد و عقب‌نشینی نکند، آن موقع است که گفتار امنیتی، به «بزدلی» متهم می‌شود. گفتار سیاسی به گفتار امنیتی می‌گوید، «اگر نمی‌ترسیدی حرفت را می‌زدی و خود را پنهان نمی‌کردی». همچنین گفتار سیاسی وقتی قدرتمند باشد و بتواند بحث را ادامه دهد، می‌تواند گفتار امنیتی را متهم کند که «مردم» را لحاظ نکرده است و نمی‌خواهد با آن‌ها وارد گفتگو شود، چراکه گفتار امنیتی تخصص‌گراست و به حوزه عمومی اهمیت نمی‌دهد. مثلاً می‌گوید، «چرا در موضوعات با مردم وارد گفتگو نمی‌شوید و جریان را با آن‌ها در میان نمی‌گذارید؟»
همه مسئله به این برمی‌گردد که چه‌قدر گفتار سیاسی بتواند خود را در صحنه‌ی مقابله با گفتار امنیتی نگه دارد و روایتی نیرومند از همه موضوعات مهمِ در صحنه داشته باشد. گفتار امنیتی، در صورت پایمردی گفتار سیاسی، یا تسلیم می‌شود و یا پوشش امنیتی از رخ انداخته و خود به‌ضرورت در جبهه‌ای سیاسی قرار می‌گیرد و موضع خنثی، تخصص‌گرا و نرمال را رها می‌کند. در این صورت هم از آن‌جا که گفتار امنیتی از صحنه بیرون می‌رود، راه برای مشارکت و رقابت سیاسی باز می‌شود، راهی که گفتار امنیتی تلاش کرده بود تا بسته بماند. گفتار امنیتی صحنه را مرده می‌خواهد و گفتار سیاسی زنده.