دربارۀ همایش دانشگاه و علوم اجتماعی و حواشی آن؛ چرا سهل انگاری درباره رابطه دانشگاه و بازار، و برخورد رمانتیک با آن، دو روی یک سکه اند؟

دستی که دیگر نامرئی نیست

چرا سهل انگاری درباره رابطه دانشگاه و بازار، و برخورد رمانتیک با آن، دو روی یک سکه اند؟ + فیلم اعتراض دانشجویان

سیمافکر: همایش علوم اجتماعی و دانشگاه که به بهانه تشکیل اتحادیه انجمن‌های علمی سراسری دانشجویان اردیبهشت امسال در سالن ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، روند طبیعی از پیش تعیین‌شده خود را طی نکرد. اعتراض گروهی از دانشجویان، به اصل تشکیل این اتحادیه روال عادی برنامه را با اخلال روبرو کرد. دو دانشجو در ابتدا و در میانه سخنرانی‌ها پشت تریبون آمدند و تشکیل چنین اتحادیه‌ای را، نه تنها دانشجویی و مستقل ندانستند، بلکه آنرا بر آمدن دست نامرئی دولت برای کنترل دانشگاه خواندند (بخش‌هایی از فیلم سخنرانی این دو دانشجو در همین صفحه قابل مشاهده است). آنان که فضای دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران را درک کرده‌اند خوب می‌دانند؛ همواره این دانشکده فراهمِ برانگیخته شدن دانشجویان و تنش هایی اینچنین بوده است. می‌توان این رویداد را اتفاقی در میان اتفاقات رایج فضای دانشگاهی ایران که سویه‌های سیاسی پیدا و پنهان دارد، دانست و از کنار آن عبور کرد. اما همچنین می‌توان آنچه صحنه را برای چنین برخورد هایی آماده ساخته، را مورد کند و کاو قرار داد و پرسید؛ چرا این اتفاق ممکن است بصیرت هایی درباره وضع نهایی نسبت علم و سیاست داشته باشد؟
ماجرای پیوند دولت و دانشگاه
تأسیس اتحادیه‌ای با نام «انجمن های علمی علوم اجتماعی سراسر کشور» یاد آور ماجرای پیوند دانشگاه، جامعه و دولت در ایران است. پیوندی که وجوه مختلف آن همواره پروبلماتیک بوده. البته پیوند دانشگاه و مسائل مبتلابه اجتماعی و غیراجتماعی، همواره تنها از یک منظر طرح نشده است. چندسالی هست که موضوع «پیوند صنعت و دانشگاه» به گفتار رسمی مدیران دولتی در سطوح مختلف، بدل شده است و اسناد بالادستی متنابهی نیز آن را به عنوان یک جهت گیری رسمی دولت در ایران پیگیری کرده‌اند. تا جایی که به این نظرگاه مربوط می شود، ایدۀ اصلی آن است که دانشگاه باید «مسائل دولت» را تمهید کند. از این منظر، مسائل دولت، همان مسائل جامعه و مسائل آحاد مردم است و گسستی میان آنها نیست. پیگیری و حل مسائل دولت، نه تنها وظیفۀ دانشگاه در قبال حمایتی است که از دولت دریافت می‌کند؛ بلکه رسالت اخلاقی و حرفه‌ای دانشگاه در قبال مردم و در نسبت با جامعه نیز همین است که دانشگاه بتواند مانعی از موانع پیش روی دولت، در مسیر بهبود امور ملت را از پیش پای او بردارد.
اما این تنها گفتار موجود نیست. ایده ای دیگر نیز در میان است که میانجی بودن دولت، در رابطۀ میان دانشگاه و جامعه، یا علم و مسائل اجتماعی را نقد و نفی می کند. از منظر این گفتار، دولت، نه راه حل معضلات موجود در جامعه است و نه اساسا پیگیر حل آن معضلات. دولت، تنها به تمهید خودش مشغول است و خود، مسأله و معضل اصلی است که باید مهار شده، یا حتی الامکان از میان برداشته شود. بنابراین رابطۀ میان دانشگاه و جامعه، رابطه ای مستقیم و بلاواسطه است که از طریق رهاشدن گفتارهای دانش از مرزهای دانشگاه و گستراندن آن در سطوح مختلف اجتماعی، و در یک کلام، توانمندسازی جامعه با دستان پرتوان «سوژۀ دانشگاهی»، در برابر «سوژۀ دولتی» محقق می گردد. این دو گفتار، دو سوی مناقشه‌ای است که سالهاست در موضوع رابطۀ دانشگاه و جامعه و دولت، یا مناقشۀ «کار علم» در ایران درگرفته است.
ماجرا ادامه دارد!
حال می توانیم به ماجرایی که در سالن ابن خلدون اتفاق افتاد بازگردیم. تأسیس اتحادیۀ انجمن‌های علمی علوم اجتماعی سراسر کشور، آنهم تحت سمیناری با عنوان «دانشگاه و علوم اجتماعی»، حاصل چه رویکردی در قبال رابطۀ دانشگاه، دولت و جامعه است و بناست چه نقشی را در این میانه ایفا کند؟ این سوال شاید از آنجا برای ما پیش آمد که دریافتیم؛ مسئولان اتحادیه، حتی پس از رویارویی با نقد‌هایی اینچنین آنرا چندان به چیزی نگرفتند. در حقیقت آنچه مورد پی‌گیری است؛ بی اعتنایی این دوستان به وضع طبیعی‌ای است که در نتیجه راهی که در پیش گرفته‌اند رقم می‌خورد.
مدتی پیش که سیمافکر اقدام به انتشار فیلمِ سخنرانی‌های مربوط به همایش علوم اجتماعی و دانشگاه نمود، مسئولین اتحادیه، پس از انتشار سخنرانی یوسف اباذری در سایت سیمافکر، که در متن مقدمه آن (*)، طرح اتحادیه از منظر خوانش مخالفان دانشجویی که در همان جلسه حاضر بودند، طرح تجاری سازی علم و بازاری کردن دانشگاه معرفی شده بود، زبان به اعتراض گشودند که اساسا چنین هدفی در میان نیست. در نامه‌گاری‌های غیررسمی که میان سیمافکر و ایشان ردوبدل شد چنین نسبتی را به سمینار – که پیشاپیش دانشجویان مخالف؛ در همان نشست، آن را صادر کرده بودند- برنتافتند و اظهار داشتند که با یوسف اباذری، هم نظر هستند که باید «همه را دعوت کرد که کاری کنند تا صدای سیستان و بلوچستان شنیده شود … حال از هر مسلک و طیف و جریانی که می خواهند باشند».
محمد امین قانعی راد رئیس انجمن جامعه شناسی ایران در سخنرانی‌اش در این همایش رسالت این اتحادیه را همان رسالت انجمن جامعه شناسی معرفی کرد که عبارتست از تعامل میان عملگرایی و تفکر. از روز برگزاری جلسه تا کنون، مسئولان اتحادیه، واکنشی رسمی در نفی این همانندسازی قانعی‌راد دربارۀ «رسالت اتحادیه» از خود نشان ندادند. معنی این سخن آن است که می توان؛ اولویت ها و اهداف اتحادیه را آنگونه که در سخنرانی «آرمان ذاکری» از اعضای هیئت مؤسس اتحادیه، در همایش علوم اجتماعی و دانشگاه، آمده است؛ «دفاع از علوم اجتماعی مستقل و انتقادی «بسط گفتارهای علوم اجتماعی» و «کم کردن فاصله فزاینده مرکز و پیرامون»، را تحت ضابطۀ پیوند «نظریه» و «عمل اجتماعی» دانست. گویا این اتحادیه بناست ایفاگر نقش «حوزه عمومی» در میانه دانشگاه و دولت باشد که از یکسو خوی عملگرایانۀ دولت را در پیگیری مسائل خودش (دولت) لحاظ می‌کند و از سوی دیگر، گفتار انتقادی دارد و با نیروی برآمده از نظریه انتقادی، دولت را فی المثل، دربارۀ تشدید «فاصلۀ مرکز فزاینده مرکز و پیرامون» مؤاخذه می‌کند یا بهتر بگوییم این را به عنوان یک «معضل» به رخ دولت کشیده و به او گوشزد می‌کند. اگر چنین نیست، وظیفه این اتحادیه به واقع چیست؟
با دهشتناکی مسئله روبرو شویم
حال پرسشی به میان می آید؛ در رابطۀ میان دولت و جامعه، «مسأله» چیست؟ مسائل اجتماعی، چگونه و از کدام نقطه طرح می شوند؟ سوالی که باید از گردانندگان این همایش و مسئولان اتحادیه پرسید این است که؛ پیوند میان نظر و عمل، بدون وجود جهت یا ضابطه‌ای برای متمایز کردن «مسائل» و نشان دادن «بحران»ها چگونه ممکن است؟ تشکیل یک حوزۀ عمومی که بناست هرکس «از هر مسلک و طیف و جریانی» مسائل خود را در آن دنبال کند، آیا نمی تواند به منزلۀ تأسیس بازاری برای اصحاب علوم اجتماعی باشد که در آن، طبق تعریف، اراده های خصوصی، با پذیرش قاعدۀ بازار، با هم دست به رقابت می زنند تا نهایتا مهر خود را بر پیشانی «مسأله اجتماعی» بزنند؟ آنهم در جوار دولت که اساسا تمایل دارد همۀ اراده های خصوصی را در ارادۀ عمومی خودش ادغام کند و نهایتا او باشد که پیروز این جروبحث علمی را – با دست نامرئی خود- تعیین می کند. آیا در چنین صحنه ای صرف سخن گفتن از ضرورت «شنیدن صدای مردم سیستان و بلوچستان» می تواند تضمین کنندۀ جهت گیری انتقادی اتحادیه‌ای با این خصوصیات باشد؟
وقتی اتحادیه، نمی تواند یا نمی خواهد با موضوع خطیر «چیست آنچه مساله می خوانندش» که اتفاقا مسأله اساسی پیوند نظریه و عمل اجتماعی هم هست، رودررو شود، بدیهی است که عده ای در برابر او موضعی افشاگرایانه به خود بگیرند و به نحوی رمانتیک و ماجراجویانه، از «مسأله»ی اتحادیه، و دست نامرئی که پشت تأسیس اتحادیه است، سخن بگویند. و البته حق با دکتر اباذری است که آنها نیز سخت در اشتباهند. این ماجراجویی رمانتیک، آن روی سکه سهل انگاری متولیان اتحادیه است. چیزی برای افشاکردن باقی نمانده، دست نامرئی بازار، دیگر چندان هم نامرئی نیست. باید با آن روبرو شد و مهمتر اینکه باید برای این مواجهه، طرحی داشت. طرحی که نقطۀ آغاز آن، جهتی است که می گوید: «مسأله اجتماعی کدام است؟» در برابر مخاطره این پرسش، نه می توان سهل انگاری به خرج داد و از کنار آن به راحتی گذشت، و نه افشاگری و ماجراجویی راه به جایی می برد.

(*)سیمافکر از آنجا که به شکل گیری و تداوم گفتگو نظر دارد، در احترام به نظر برگزارکنندگان همایش و برای رفع هرگونه سوء تفاهم، که مستلزم تداوم یک گفتگوی انتقادی است، نظر این دوستان را تأمین کرد و متن اولیه‌ای را که برای ویدئوی سخنرانی اباذری منتشر شده بود، را جرح و تعدیل کرد. اما بدیهی است تلاش برای کنار زدن سوء تفاهم، هرگز به منزلۀ تفاهم نیست.

 

سخنرانی‌های همایش را اینجا تماشا کنید:
یوسف اباذری
مقصود فراستخواه
ابراهیم توفیق

دیدگاه بگذارید

2 Comments on "دستی که دیگر نامرئی نیست"

avatar
حسام حسین‌زاده
حسام حسین‌زاده
افشاگرانه‌ترین بخش متن سیمافکر علیه اتحادیه بنظرم اونجاست که میگید: «تشکیل یک حوزۀ عمومی که بناست هرکس «از هر مسلک و طیف و جریانی» مسائل خود را در آن دنبال کند، آیا نمی تواند به منزلۀ تأسیس بازاری برای اصحاب علوم اجتماعی باشد که در آن، طبق تعریف، اراده های خصوصی، با پذیرش قاعدۀ بازار، با هم دست به رقابت می زنند تا نهایتا مهر خود را بر پیشانی «مسأله اجتماعی» بزنند؟ آنهم در جوار دولت که اساسا تمایل دارد همۀ اراده های خصوصی را در ارادۀ عمومی خودش ادغام کند و نهایتا او باشد که پیروز این جروبحث علمی… Read more »
دانشجوی علوم اجتماعی
دانشجوی علوم اجتماعی

میشه توضیح بدید که چه کسانی این سایت را اداره می کنند؟ منبع مالی آن چیست؟ احیانا چه وابستگی نهادی دارند؟ نام نویسندگان مطالب چرا درج نمی شود؟

wpDiscuz