مناظره مسعود فراستی و شهاب اسفندیاری درباره «فرم هنر انقلاب»- ۸اردیبهشت۹۳

۴ ماه پیش ۱۰۶۸

فرم امری زیستنی است

چگونه رهیافتی شخصی درباره «فرم»، پیشنهادات سیاستی کلان با خود به همراه دارد؟

سیمافکر: روبرویی مسعود فراستی و شهاب اسفندیاری در این مناظره که برای چندمین بار اتفاق می‌افتاد وجهی نمادین یافته است. منتقدی از نسل اول منتقدان پس از انقلاب که یار و همراه سید مرتضی آوینی بوده در مقابل آکادمیسینی که رهیافت‌هایش در سینما بیش‌تر جانب مصلحت نظام و مدیریت سینمایی را می‌گیرد. از این نظر این مناظره اهمیتی دو چندان می‌یابد. گویا دو طرفی که هرکدام می‌توانستند به جدی‌ترین وجه ممکن پروژه هنر انقلاب اسلامی را پیش ببرند مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند. اما درست تماشای همین دیدار به ما یادآوری می‌کند که سخن گفتن از هنر انقلاب و یا فرم آن تا چه اندازه دشوار و پیچیده است. فراستی در این مناظره از ضرورت «معیار» سخن می‌گوید. همان گفتاری که اخیرا بهانه‌ی رفتن او به کمیسیون فرهنگی مجلس شده و بسیاری را برآشفته است. فراستی آنجا هم با «معیار» خود دوباره پای قضاوت درباره سیاست‌های فرهنگی و سینمایی نشسته است. اعتراضات به این منتقد فرم‌گرای سینمای ایران از چه روست؟ گویا فرم امری شخصی است و به درد سیاستگذاری نمی‌خورد و آوردن آن به ورطه‌ی سیاست‌گذاری، دست‌اندازی غیرمجاز به آن است. مسعود فراستی اما بارها نشان داده که دیدگاه او درباره سینما برخلاف دیگر سینمایی‌نویسان می‌تواند ابعاد سیاستی کلان داشته باشد، چون اتفاقا یک «دیدگاه» است.
از سوی دیگر وقتی پای «معیار»، وسط می‌آید شاید این‌گونه به نظر برسد که پس تأمل درباب فرم هنر انقلاب یا فرم سینمای ملی، موضوعی یک‌سره مربوط به حیطه‌ی مدیریتی و سیاست‌گذاری است اما مسعود فراستی باز هم یادآور می‌شود که اینگونه نیست! هرگز بنا نیستت «فرم هنر انقلاب» یا «فرم سینمای ملی»، نهایتا محتوای متعینی به دست بدهد که بشود آن را بخش‌نامه کرد و یا اساسا آموزش داد. و این رهیافتی بنیادین در باب فرم است که مسعود فراستی، در این مناظره، توجه ما را به آن جلب می‎کند. اینکه فرم را باید «زندگی» کرد و نه اینکه آن را فراگرفت. فراستی، آب پاکی را روی دست مدیران فرهنگی و سینمایی کشور می‌‎ریزد. آنها که گویا منتظرند نتیجه‎ی تتبعات درباره‎ی «فرم هنر انقلاب»، بر حجم زونکن‎ها و ضخامت اسناد بالادستی مدیریت فرهنگی بیافزاید و محتوای سخنرانی‌های مدیران را در جشنواره‌ها و گردهمایی‌های سینمایی، تأمین کند. او می‌گوید اندیشه در باب فرم، هرگز چنین تحفه‌هایی با خودش ندارد! فرم، داور نیست، هرچند تنها با داوری درباره فرم یک اثر هنری و سینمایی است که می‌توان حتی درباره‌ی محتوای آن قضاوت کرد. اما فرم، خودش داور نیست، چون نه می‌توان آن را یاد گرفت و نه اینکه یاد داد. فرم باید باشد تا بتوان پس از آن درباره‌ی باید و نباید یک فیلم، صحبت کرد اما فرم، خودش هیچ باید و نباید پیشینی ندارد. جز آنکه از زندگی می‌آید. و اسفندیاری دربرابر این چهره‌ی ژانوسی و دوپاره از فرم است که موضع می‌گیرد.

همچینین ببینید:
گفت‌وگوی اختصاصی مسعود فراستی با برنامه دریچه در سری اول این برنامه

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz