سخنرانی حسین کچویان در همایش ملی «ظرفیت‌های فرهنگی و تمدنی اربعین»، ۲۰آبان۹۴

۶۹۷

اربعین پای خدا را به تاریخ باز کرد

کچویان پیاده‌روی اربعین را از یکسو پدیده‌ای بدیع و منحصربه فرد می‌شناسد و از سوی دیگر تلاش می‌کند تا از وجه یونیورسال آن پرده بر دارد و نشان دهد چگونه منطقی که این پیاده‌روی از آن برخوردار است، همان منطقی است که حتا در جهان‌بینی مدرن نیز لازمه‌ی برقراری پیوندهای اجتماعی و تشکیل چیزی تحت عنوان «جامعه» بوده است. حتی در فهم مدرن هم باید «ارزش مطلقی» در کار باشد تا تضمین پایداری همه‌ی قراردادها و پیوندهای اجتماعی دیگر شود. و پیاده‌روی اربعین تجلی چنین ارزشی است. آنهم در میانه غلبه‌ی واقعیت نرمال و ظاهرا تهی از ارزش، در همه‌ی وجوه زندگی روزمره مومنان. با اینهمه کچویان دراینباره چیزی نمی‌گوید که چگونه پیاده‌روی اربعین، چیزی شبیه بقیه‌ی تجربه‌های دینی ما نیست. همه‌ی تجربه‌های دینی، صورتی از تجربه‌ی امرمتعالی هستند. اما این گزاره، چیز تازه‌ای درباره‌ی وجوه متمایز پیاده‌روی اربعین یا هر تجربه‌ی دینی دیگری به ما نمی‌گوید. چه چیز پیاده روی اربعین را مثلا از نمازخواندن با حضور قلب، متفاوت می‌سازد؟ با دیدن این سخنرانی اما به این اندیشه خواهیم افتاد که شاید اصلا نباید پیاده‌روی اربعین و هر تجربه‌ی دینی دیگری را «متمایز» کرد. شاید این سودای علم‌باورانه‌ی «جدا کردن امور از هم» برای شناسایی آنها، اتفاقا همان نیرویی است که دست ما را از معانی ناب پدیدهها کوتاه کرده است. شاید باید به رازآمیز بودن درک‌مان از پیاده روی اربعین، راضی باشیم و در عین‌حال حکم کنیم که: این هم تجربه‌ای از همان جنس است!

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه on "اربعین پای خدا را به تاریخ باز کرد"

avatar
نادر
نادر
نه سخنان کچویان و نه متن سیما فکر، کمکی به نزدیک شدن ما به این پدیده نمیکند. کچویان تمام تمهیدات تبارشناسانه و دیرینه شناسانه ی اولترا انتقادی خود را به یک باره فراموش میکند و تمام لایه های متعارض تاریخی و کردارهای گفتمانی و غبرگفتمانی قدرت را که در این پدیده بر هم انباشته شده، نا دیده میگیرد تا بر اساس یک «نظریه ی ارزش» ماقبل تبارشناسی، جای پایی برای خدای مطلوب ذهنی سیاسی خود در این پدیده باز کند. متن شما نیز، باطنی گرایی مضمر در نظریه ی کچویان را به اوج میرساند و در صدد یکی کردن این… Read more »
wpDiscuz