سخنرانی مصطفی ملکیان در نشست نقد کتاب «بینش اقتصادی برای همه»- ۹ خرداد ۹۵

۲ ماه پیش ۱۱۶۸

راهی به عقلانیت اقتصادی

نقد مصطفی ملکیان به اقتصاددانانی که گمان می‌کنند؛ نیاز با خواست یکی است

مصطفی ملکیان در این سخنرانی به اقتصاددانان هشدار می‌دهد که باید بتوانند امکان تفکیک میان «نیاز» و «خواسته» که تفکیکی اساسا روانشناختی و اخلاقی است را برای عقلانیت اقتصادی فراهم کنند. این البته به نظر طبیعی و قابل پیش‌بینی می‌آید که مصطفی ملکیان چنین پیشنهادی که اساسا یک پیشنهاد اخلاقی است بدهد. اقتصاددان باید بتواند به مردم بگوید: چیزی را که می‌خواهید؛ نباید بخواهید! آنوقت او قادر خواهد بود چیزی به نام «عقلانیت اقتصادی» برای مردم به ارمغان آورد. بینش اقتصادی، برای مردم، عقلانیتِ دست کشیدن از خواسته‌هایشان است. این گزاره، ظاهرا طنینی نوید بخش هم برای کارفرمایان اقتصاد بازار آزاد دارد. آنها در این صورت خواهند توانست «بار اضافه» را پیش از آن که بر سر «سیستم» هوار شود؛ تخلیه کنند. اما آیا در اینجا هشداری نیز برای سوداگری، نهفته نیست؟ کارفرما هم باید از بخشی از خواسته‌هایش دست بکشد، تا نهایتا نیاز او که بیشینه کردن خواسته‌های معقول اقتصادی اوست، تأمین شود. ممکن است در این سخنرانی شواهدی هم برای منتقدان اقتصاد نئولیبرال در ایران پیدا شود. آنها ادعا می‌کنند؛ طرفداران اقتصاد نئولیبرال، مسائل اقتصادسیاسی را به موضوعات اخلاق، فرهنگ و روانشناسی تقلیل داده‌اند. اما آیا صرف نظر کردن دائمی سرمایه‌داری مالی از این هشدار، موضوعی وابسته به اخلاق و روانشناسی این قشر است یا نهایتا، به مناسبات اقتصادسیاسی بازمی‌گردد که سرمایه‌داری مالی متأخر، بر آن استوار است؟ راه حل نهایی تحقق معقولیت در عمل اقتصادی، شاید نه از توصیه‌های اخلاقی و روانشناختی، بلکه از تغییر مناسبات اقتصاد سیاسی می‌گذرد.

دیگر سخنرانی‌های مصطفی ملکیان در سیمافکر:
فلسفه برای زندگی
حکومت دینی و سکولاریسم

جریان شناسی فکری یا گریز از تفکر؟!

یادداشت مهدی فاطمی در نقد آنچه «جریان شناسی فکری» نامیده می‌شود

شیوه سخن گفتن، مسئولیت سخن گفتن است

اباذری و خطری که باید نسبت به آن هوشیار بود

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه در "راهی به عقلانیت اقتصادی"

avatar
نادر
نادر
اتفاقا موتور محرک اقتصاد نئولیبرالی، ایجاد مازادی از خواسته ها و سوق دادن مصرف کنندگان به اندیشیدن به خواسته های خود – و نه دیگر نیازهاشان- است. بازار با مکانیسم سیاسی و دینی بر مشتری ها اعمال قدرت نمیکند، آنها را مجبور و نیازمند به کالایی خاص نمیکند، بلکه با فراهم آوردن درجه ای از آزادی و انتخاب، به آنها میگوید «به آنچه میخواهید فکر کنید» «به آنچه میخواهید بدل شوید» و …. بازار با لسان خواست ها با مشتری خود سخن میگوید و نه با زبان نیازها. از طرف دیگر، دسیکورس نیاز، مختل کننده ی ایده ی عقلایی رقابت…  ادامه...
wpDiscuz