سخنرانی اسلاوی ژیژک با عنوان «خشم، عصیان و سازماندهی جدید قدرت»- نیویورک ۲۰۱۶

۴ ماه پیش ۱۳۰۳

هرچه فریاد دارید بر سر «آزادی» بزنید!

ژیژک: اگر آمریکایی بودم قطعا به ترامپ رای می‌دادم

سیمافکر: در این سخنرانی، به سیاق کتاب‌ها و مکتوبات منتشر شده از اسلاوی ژیژک ، به مضامین متعددی از ایدئولوژی و آزادی و جهانی‌سازی گرفته تا دموکراسی، دولت، لیبرالیسم و… برمی‌خوریم. این مضامین قرار است نهایتا به یک «کولاژ» مفهومی واحد بدل شوند. ژیژک، در این سخنرانی که همین چندی پیش در گردهمایی سالانۀ اندیشمندان چپ در نیویورک ایراد شده است، همانگونه که از یک متفکر چپ‌گرا انتظار می‌رود، هرگز بی اعتنا به مسائل روزمره‌ای که ساحت سیاست و تفکر را توأمان درگیر خود کرده، نیست. اما نباید تصور کرد که این سخنرانی، نهایتا به یک موضع‌گیری هیجانی و شتاب زده دربارۀ «حوادث روز» ختم می‌شود. او البته پیش از این، جدیدترین مواضع سیاسی خود را با صراحت مختص به خودش ابراز کرده و از جمله، بر خلاف بسیاری از روشنفکران چپ، از این گفته است که اگر یک آمریکایی بود، قطعا به ترامپ رای می‌داد. اما موضوع سخنرانی حاضر، از پیش تعیین شده است: چه راهی پیش روی تفکر چپ قرار دارد؟ و ژیژک در سراسر سخنرانی، تلاش می‌کند به یافتن پاسخی روشن برای همین پرسش، وفادار بماند. البته او نیز به مانند روح کلی حاکم بر تفکر چپ، مسائلی که چپ‌گرایان با آن دست به گریبان هستند را به عنوان مسائل عام و جهان‌شمول جا می‌اندازد، اما وقتی سخنش به لحظۀ ارائۀ «راهبرد» می‌رسد، ای‌بسا قانع می‌شویم که ماجرا همان‌قدر که ژیژک تلاش دارد نشان دهد، عام و جهانی است. در زمانه‌ای که «تنها بازی شهر»، لیبرال دموکراسی است، هرگونه تفکر آلترناتیو، باید آزادی خود را نه با تلاش برای به دست آوردن «آزادی»های متعارفی که پیش پای او قرار داده می‌شود، بلکه با تلاش برای بدست آوردن زبانی که می‌شود با آن فریاد زد: «من آزاد نیستم»، تحقق بخشد. باید فقدان‌هایمان را همچون دارایی به رسمیت بشناسیم. این اصل بنیادین روانکاوی لاکانی‌-ژیژکی است که در اینجا نیز مدنظر قرار گرفته است. بر این اساس، هم مطالبۀ همه پرسی دربارۀ پذیرش پناه‌جویان، درست وقتی به نظر می‌رسد، دولت‌های راست‌گرای اروپا، تصمیمی بر وفق مذاق چپ‌ها گرفته‌اند، و هم رأی دادن به «ترامپ»، آن‌هم در شرایطی که راست میانه و چپ میانه، بر علیه او بسیج شده‌اند، به آغوش کشیدن «فقدان» آزادی و فریاد زدن آن، در میانه بازی‌ای است که حتی دربارۀ محتوای آزادی ما پیشاپیش تصمیم گرفته شده‌ است. با تماشای این سخنرانی، به این فکر می‌افتیم که آیا تن دادن به «آزادی» مهیب‌ترین تصمیم ممکن در زمانه ما نیست؟

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz