مناظره حاتم قادری و هاشم آقاجری در نشست شریعتی و انقلاب اسلامی - ۱۳بهمن۹۵

۱۶۷۶

آیا می‌توان انقلاب را با شریعتی داوری کرد؟

سیمافکر: صحبت از علی شریعتی و نسبت او با انقلاب اسلامی که به میان می‌آید، گویا خواهی نخواهی، همان بحث قدیمی و حالا کمی کلیشه‌ای انحراف یا عدم انحراف انقلاب از بنیان‌هایش ضرورتا پیش کشیده خواهد شد. شاید این از آن روست که شریعتی مهم‌ترین چهره‌ی موثر بر شکل‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی است که مجال آن را نیافت پیروزی انقلاب را به چشم ببیند و شرایط پس از انقلاب را درک کند. همین نیز شریعتی را جایی در آستانه‌ی پیش و پس از انقلاب قرار داده است که ظاهرا می‌توان با اشاره به موقعیت او، انقلاب را داوری کرد. این فقط هاشم آقاجری هم نیست که با تمسک به شریعتی، برچسبی همچون «گفتمان پاریس» می‌سازد و از آنجا حکم به انحراف انقلاب از اهداف ۵۷ می‌دهد. در کنار او، برخی چهره‌های فکری اصولگرا و طرفدار جمهوری اسلامی هم هستند که گفتار شریعتی و خصوصا عدالت‌خواهی و خلوص‌گرایی او را سنگ محکی برای قضاوت درباره نیروهای حاضر در صحنه کنونی جمهوری اسلامی قلمداد می‌کنند و با چوب شریعتی، بخشی از نیروهای سیاسی اجتماعی را تحت عناوینی همچون عدالت ستیز، سرمایه سالار و… منحرف از آرمان‌های انقلاب معرفی می‌کنند.
حاتم قادری، در برابر این درک از شریعتی می‌ایستد. جایی که تأکید می‌کند که هرچند شریعتی نقشی در رویدادهای پس از انقلاب نداشته است اما نمی‌توان رد افکار او را در خوب و بد آن رخدادها نادیده گرفت. به باور قادری، شریعتی سهم خود را تا هم اکنون از سیر حوادث پس از انقلاب دارد و نه می‌توان این سهم را از او گرفت و نه اینکه می‌توان سهم فرد یا جریان دیگری را به حساب او گذاشت و از چیزی شبیه انحراف و سهم‌بریِ ناعادلانه سخن گفت. گفتار قادری البته متهم به دترمینیسم و جبرگرایی می‌شود اما کسانی که چنین برچسبی بر آن می‌زنند، باید پاسخ دهند که چگونه ممکن است شریعتی یا هر چهره‌ی تاریخ‌ساز دیگری بیرون از مناسبات تاریخی که خود در شکل‌گیری و پرورش آن سهم داشته است، ایستاده و داور کل آن تاریخ باشد.

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

avatar
wpDiscuz