سخنرانی رضا داوری در همایش ایران همین‌جاست که ایستاده‌ایم - ۱۵دی۹۵

۶ ماه پیش ۱۱۶۹

چیست ایران که وطن می‌خوانندش

سخن گفتن از ایران، مهم‌تر و سخت تر از همیشه شده است

سیمافکر: ظاهرا ما هنوز ایرانی هستیم. اما حجاب‌های گوناگونی، ایرانی بودن ما را پوشانده است و اگر این حجاب‌ها کمی ضخیم‌تر شود ممکن است ایران را از خاطر ما پاک کند. این حجاب‌ها می‌توانند خطرناک هم باشند. ناسیونالیسم (و ایدئولوژی‌های رقیب آن) یکی از غلیظ‌ترین و خطرناکترین این حجاب‌ها است. جنگ‌های بین‌الملل نشان داد که ناسیونالیسم می‌تواند تا کجا پیش برود و چه فجایعی به بار بیاورد. پس اگر کسی از ناسیونالیسم بترسد نباید بر او خرده گرفت. اما آیا چون ناسیونالیسم خطرناک است نباید از میهن گفت؟ آیا هر سخنی از وطن، ناسیونالیستی است؟ طباطبایی از وطن می‌گوید و ما را به تفکر پیرامون ایران فرامی‌خواند. مخالفان او -از کچویان گرفته تا اباذری- می‌گویند او بی‌پروا سخن می‌گوید و مرز بین تفکر درباره‌ی ایران و ناسیونالیسم را چندان رعایت نمی‌کند و تبعات حرف‌هایش را نمی‌سنجد. او این نقدها را نمی‌پذیرد و با تندیِ خاص خودش جواب آن‌ها را می‌دهد. مریدان طباطبایی و ژورنالیست‌هایی که دور او را گرفته‌اند هم بر آتش این دعوا می‌دمند؛ آتشی که احتمالا باز دودش به چشم «ایران» برود.
رضا داوری آرام‌آرام وارد این دعوا شد و بدون آنکه له یا علیه کسی سخن بگوید سعی کرد فضا را روشن کند. او سال‌ها پیش -یعنی اوایل انقلاب- که ناسیونالیسم در سیاست ایران مؤثرتر از امروز بود و «ملی‌گرایان» یک جریان سیاسی به‌حساب می‌آمدند به تلویزیون آمد و ناسیونالیسم را نقد کرد. او با نقدهای فلسفی-تاریخی‌اش ماهیت ناسیونالیسم را آشکار کرد و گفت: «ناسیونالیسم دیگر انقلابی نیست». او نشان داد که اگرچه ناسیونالیسم در برهه‌ای از تاریخ به جنبش‌های ضداستعماری مدد رسانده است اما امروز با رخ دادن «انقلاب اسلامی ایران» باید کم‌کم ناسیونالیسم را از خود دور کنیم و به‌جای آن به خودآگاهی تاریخی برسیم. او اکنون دیگر مانند اوایل انقلاب سخن نمی‌گوید. او می‌داند که نه ناسیونالیسم ما را رها کرده است و نه ما به خودآگاهی تاریخی رسیده‌ایم. او اجازه نداد کتاب سخنرانی‌هایش درباره‌ی ناسیونالیسم تجدید چاپ شود. چند روز پیش از این همایش با مجله‌ی «کرگدن» مصاحبه کرد و نظرش را درباره‌ی «ایران» گفت. در این همایش حتی به این نظرات هم نپرداخت. او یکی از رمانتیک‌ترین سخنرانی‌هایش را انجام داد و فقط گفت: «من ایران را دوست دارم. مانند کسی که مادرش را دوست دارد». آیا سخن گفتن از ایران، سخت تر از همیشه شده است؟

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz