سخنرانی جواد طباطبایی در همایش ایران همینجاست که ایستاده ایم-۱۵دی۹۵- قسمت دوم

۲۷۷۲

دانشگاه ایرانی ضروری است

سیمافکر: حتما برای بسیاری این سوال مطرح شده است که چرا جواد طباطبایی، در طول همه این سالها که از سوی نهاد رسمی دانشگاه در ایران، ممنوع‌الکار بوده است، کمتر به این موضوع پرداخته و لحن تند و ملامت‌های تیز خاص خودش را حوالۀ صاحبان کرسی وزارت و ریاست نهاد علم در ایران نکرده و یا کمتر کرده است. این پرسش وقتی تأمل‌برانگیزتر می‌شود که می‌بینیم در تمام طول این مدت، به عوض صاحبان قدرت رسمی، این صاحبان کرسی‌های تحقیق و تدریس دانشگاهی و چهره‌های عمدتا صاحب نام رشته‌های مختلف علوم اجتماعی و علوم انسانی بوده‌اند که سخت‌ترین انتقادات جواد طباطبایی نصیب‌شان شده و گاه و بی‌گاه، در محکمۀ او حاضر شده و کارنامه‌ی تحقیق و تألیف و تدریس‌شان بی‌محابا و بی‌رودربایستی نقد و نفی شده است. تلاش برای حل و فصل این پارادوکس ظاهرا موجود در مشی جواد طباطبایی و این خلاف‌آمد عادتی که او پی گرفته است، بعضا به آنجا کشیده است که برخی او را متفکری محافظه‌کار می‌دانند که ترجیح داده است در سایه‌ای امن، به اندیشیدن پیرامون ایران‌شهر و نظریه‌ی دولت و… مشغول باشد و گردی از ناحیه‌ی قدرت بر دامنش ننشیند و به عوض آن، با حمله به دانشگاهیان، حق غصب شده‌ی خودش در دانشگاه را به رخ این و آن بکشد. جواد طباطبایی در این ویدئو که حاوی سخنانش در آیین بزرگداشت خود اوست، شاید بیش از هر چیز در پی آن است تا چنین قضاوتی درباره‌ی خودش را از صحنه به در کند و نشان دهد که چرا تنها محکمه‌ای که به رسمیت می‌شناسد، محکمه‌ای است که یک سوی آن صاحبان کرسی‌های دانشگاهی باشند. او البته به طعنه می‌گوید که در تمام این مدت، از سوی صاحبان قدرت، تفهیم اتهام نشده است، اما وقتی از برنامۀ فکری خود در تمام طول این سالها می‌گوید، درمی‌یابیم که مسأله اصلی چیز دیگری است. طباطبایی، خصم خود را سیاسیون نمی‌داند و معتقد است که کسانی که سیاسیون را بر علیه او شورانده‌اند، همان صاحبان کرسی‌های دانشگاه بوده‌اند. همان‌ها که طباطبایی را متهم کرده‌اند که حامل یک اراده‌ی سیاسی خطرناک است. طباطبایی البته می‌پذیرد که اراده‌ی او اراده‌ی خطرناکی است. اما نه برای دولت و سیاست، که برای دانشگاه. همین هم هست که هیچ ابایی ندارد از اینکه با مقام سیاسی که به آیین بزرگداشت او دعوت شده، در یک جبهه قرار گرفته و دیسیپلین‌های مرسوم دانشگاهی را به طعن و طنز بگیرد. طباطبایی در این سخنرانی می‌گوید که تمام برنامه‌ی علمی او به کرسی نشاندن ضرورت تأسیس علم ایرانی و دانشگاه ایرانی بوده است. این برای کسانی که طباطبایی را یک اندیشمند کلاسیک سیاسی می‌دانند، لابد تعجب‌برانگیز است، اما اگر قدری بیشتر تأمل کنیم درمی‌یابیم، دانشگاهی که طباطبایی از آن سخن می‌گوید، حقیقتا یک نیروی سیاسی است. نیرویی که مانع آن شده است تا دست ما به ایران و قدرت واقعی آن برسد و از امکانات آن بهره‌مند شویم. دانشگاه از نظر طباطبایی یک عنصر ضد ملی است و همین هم هست که دائما در محکمه طباطبایی فراخوانده، تفهیم اتهام و درباره‌ی او با خشونت، حکم صادر می‌شود.

◊ انتشار بخش نخست سخنرانی آقای طباطبایی در سایت سیمافکر موجبات نارضایتی ایشان را فراهم آورده بود. لازم به ذکر است سیمافکر هیچگونه منفعت مالی از انتشار این ویدئو و سایر ویدئوهایی که در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد، ندارد و صرفا در پی باز کردن امکان گفت‌وگو و تضارب صاحبان آرای مختلف است که در میدان اندیشه و فکر ایران حضوری موثر دارند. تلاشی که با بهره‌مندی از ظرفیت مدیوم «فیلم»، امید است تسهیل شده و دستاوردهایش به نحو بایسته‌ای برای آیندگان ثبت و ضبط شود.

♦  همچنین ببینید:

سخنرانی سید جواد طباطبایی در همایش ایران همینجاست که ایستاده ایم (قسمت اول)
چیست ایران که وطن می‌خوانندش – سخنرانی رضا داوری اردکانی در همایش ایران همینجاست که ایستاده ایم
عبور از ایده ئولوژی به فلسفه، راه دشوار طباطبایی- سخنرانی داوود فیرحی در همایش ایران همینجاست که ایستاده ایم
ایران یک پرسش است- سخنرانی حکمت الله ملاصالحی در همایش ایران همینجاست که ایستاده ایم

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه on "دانشگاه ایرانی ضروری است"

avatar
Bir insan
Bir insan

خوب دکتر جان، بنا بر ادعای شما در دقیقه ۲۰. همین باز خوانی دارد در آذربایحان اتقاق می اقتد و این بار با جیب خود مرد و فرهیحنگان آن نه منابع مالی خاص. مثلا:”یادداشت‌هایی از تاریخچه زبان و ادبیات ترکی آذربایجان در این سوی ارس”
http://ishiq.net/?p=18170

wpDiscuz