گفتارهایی از صالح نجفی و مهرزاد دانش درباره سینمای اصغر فرهادی در جلسه رونمایی از کتاب «بوطیقای گسست» - ۳مهر۹۵

۴ ماه پیش ۱۳۱۵

دست اصغر فرهادی به «سینمای فرهادی» نمی‌رسد!

چقدر باید از اسکار فرهادی خوشحال باشیم؟

سیمافکر: در میان تمام گفت‌وگوهایی که در جلسه رونمایی از کتاب مازیار اسلامی با عنوان «بوطیقای گسست» درباره سینمای اصغر فرهادی صورت می‌گیرد، بحران درست از آنجا آغاز می‌شود که محسن آزرم مجری جلسه، مازیار اسلامی را «مجهز» به علوم انسانی می‌نامد. این لحظه دقیقا همان جایی است که گسست تمام بحث‌ها میان صالح نجفی و مهرزاد دانش را آشکار می‌کند. خیلی قبل تر از اینکه مهرزاد دانش سراغ بحث مهم این جلسه رود، نقطه بحران خود را نشان داده است. دانش می‌پرسد؛ آیا می‌توان در فیلم‌های فرهادی چیزی به نام سینمای فرهادی را سراغ گرفت؟ پس از این پرسش صالح نجفی تقلا می‌کند چیزی را نشان دهد که شاید بتوان آن را سبک فیلم‌سازی فرهادی نام گذاشت، تلاشی که آشکارا نافرجام می‌ماند. چنانکه در پایان، مهرزاد دانش همچنان بر تردید خود باقی است. از قضا صالح نجفی هم «مجهز» به علوم انسانی است. توضیحات نجفی یک سره تلاشی است برای توضیح فرامتنی و تماتیکِ کلیت سینمای فرهادی که می‌خواهد با مثال‌هایی از فیلم‌هایش این همه را به یک «سبک» برساند. واضح است چیزی که مهرزاد دانش را در تردید خود استوار می‌کند ماهیتی اساسا سینمایی دارد. با توضیح اینکه اصغر فرهادی در چه مرزی حریم خصوصی و غیر خصوصی را که در سینمای پس از انقلاب بحران فیلم سازها بوده، در نوردیده است، چیزی حل نمی‌شود. از قضا دانش یک جا اشاره می‌کند به کوروسوایی که به سبک رسیده است. این به معنی حضور سینمای کوروساوا در تاریخ سینما است.
اصغر فرهادی برای دومین بار اسکار گرفت. می‌توانیم از این موضوع خوشحال باشیم و همچون بسیاری بار دیگر به ایرانی بودن‌مان(!) ببالیم. اما هنوز چنان‌که در این گفت‌و‌گو، که مدتی پیش در زمان اکران فروشنده در ایران صورت گرفته است می‌بینیم، به این آسانی نمی‌توان در فیلم‌های فرهادی چیزی به نام سبک تشخیص داد. پاسخ‌های محتمل به این مناقشه پای سینمای ایران به عنوان یک کلیت را به این بحث باز می‌کند. فرهادی اسکاری می‌گیرد که دشوار نیست آن را به عنوان یک واکنش سیاسی از سوی آکادمی به ترامپ تلقی کنیم و حالا این اسکار چقدر برای ما و سینمای ما آینده می‌آورد؟ هنوز نمی‌دانیم! گویا ما دومین اسکار سینمای ایران را گرفته‌ایم و بسیاری منتقدانِ دست پاچه و ساده لوح ستایش‌های بی‌ امان خود را به اصغر فرهادی و سینمای ایران نسبت خواهند داد. اما واضح است که نمی‌توانیم از پاسخ این سوال مطمئن باشیم؛ با وجود اینکه دست فرهادی به اسکار رسیده است، تا چه اندازه دست ما به سینما رسیده؟

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz