سخنرانی ناصر هادیان در نشست رویکرد اقتصاد ایران بعد از برجام و تحولات اخیر آمریکا –۷آذر۹۵

۵ ماه پیش ۶۰۹

همۀ آنچه درباره ترامپ می‌دانیم

اینکه ترامپ هرکاری نمی‌تواند بکند، تنها قضاوت علمی ممکن است

سیمافکر: فهم رفتار دونالد ترامپ و برآورد سیاست‌هایی که او پیش خواهد گرفت، حالا به یک سرگرمی عمومی تبدیل شده است. افکار عمومی در دنیا و در همین ایران خودمان هرچند درباره‌ی سیاست‌های ترامپ، نگران به نظر می‌رسد، اما معمولا به راحتی و با استناد به چند گزاره‌ی البته مهم درباره ترامپ، مثل اینکه او سیاست‌مدار نیست و تاجر است؛ او تندرو و جنگ طلب است؛ او برجام را پاره خواهد کرد و… خیال خودش را راحت می‌کند و البته این بازی سرگرم‌کننده، می‌تواند با ارائه‌ی باورهای رایج دیگری درباره ترامپ با نتایج احتمالا متفاوتی که به دست می‌آید، ادامه پیدا کند. ماجرا برای رسته‌ی تحلیل‌گران راهبردی و اهل علم اما متفاوت است. این افراد که مطابق طبع حرفه‌شان، گرایش به آن دارند تا قضاوت‌های معتبر، قطعی و تضمین‌شده دربارۀ امور به دست دهند، در مواجهه با پدیده ترامپ، سردرگم و حیرت‌زده هستند. قلیلی از اهل علم نیز که در مواجهه با این پدیده، سعی می‌کنند محکم و قطعی سخن بگویند، معمولا به «روندها» و «ساختارها»یی که ظهور پدیده‌ی ترامپ را موجب شده است استناد می‌کنند و آینده‌ی سیاست‌های ترامپ را از آن نتیجه می‌گیرند. اما بلافاصله با این پرسش و تردید روبرو می‌شوند که چه تضمینی وجود دارد که ترامپ، یک پدیده موقتی و یک خطای ساختاری نباشد؟!
در این فیلم، دکتر ناصر هادیان که از چهره‌های شناخته‌شده‌ی علم سیاست است، در همان ابتدای سخنرانی خودش اعتراف می‌کند که آنچه خواهد گفت، برآمده از «تجربه» است و لزوما ره‌یافتی «علمی» به موضوع نیست. او سپس هشدار می‌دهد که مجموعه‌ باورهای رایج و عمومی دربار‌ه ترامپ و شخصیت او را باید جدی گرفت. چرا که اینها تمام چیزی است که به صورت قطعی درباره‌ی ترامپ می‌دانیم. ناصر هادیان اما در ادامه تلاش می‌کند از طریق تأکید بر محدودیت‌هایی که ترامپ دارد، تخمین آینده‌ی سیاست‌های دولت آمریکا را از احتمالات، به قطعیت‌ها نزدیک کند. در واقع ناصر هادیان هم به ساختارها و روندهای بوروکراتیک درون آمریکا و نظام جهانی متوسل می‌شود تا سخنی تقریبا قطعی درباره‌ی ترامپ بگوید، اما او این ساختارها را نه به نحو ایجابی برای فهم آنچه ترامپ خواهد کرد، بلکه به نحو سلبی و منفی، برای فهم آنچه ترامپ نمی‌تواند بکند، به کار می‌گیرد. چه بسا فهم همین ناتوانایی‌ها و محدودیت‌های ساختاری ترامپ، تنها امکان موجود برای شناخت علمی و پیش‌بینی قطعی رفتار ترامپ باشد و بیش از این، همه‌ی قضاوت‌ها دربار‌ه آنچه ترامپ خواهد کرد، چیزی جز مُشتی حدس و گمان عمومی سرگرم کننده نباشد. آینده سیاست آمریکا در همین نزاع میان «شخصیت ترامپ» و «ساختارها» رقم خواهد خورد، اما آیا ساختارهایی که از آن سخن می‌گوییم، مستحکم‌تر از شخصیت متزلزل ترامپ است؟!

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz