انیمیشن «زنگ بیداری» ساخته استیو کاتس

۲ ماه پیش ۱۰۰۲

هندسه مصرف

مصرف افق زندگی ماست

سیمافکر: بله! این انیمیشن همۀ ما را دربرمی‌گیرد. اینکه درباره‌ی آن بنویسیم ما را از جهان‌اش جدا نمی‌کند. فرد فلسفه‌ورز، از “من” شروع می‌کند و از “آی فون‌اش [I-PHONE]” و می‌داند که “یو فونی [Y-PHONE]” در کار نیست. شبیه معتادی که خودش دارد ترک می‌کند، نه روانشناسی که دیگران را ترک می‌دهد. جهان مصرف چونان یک افقِ زندگی، همه‌ی ما را در برمی‌گیرد. همه‌ی ما بدان دچاریم.
انیمیشن  زنگ بیداری از تخریب محیط زیست می‌گوید. فرایندی  که درون یک تکنولوژی سرگردانِ مصرف‌محور جریان دارد.  به‌ویژه با زباله‌های رایانه‌ای که از مخرب‌ترین زباله‌ها برای محیط‌زیست هستند. اما این انیمیشن در عین حال، مسألۀ خاص خودش را نیز پیش می‌کشد. مسأله‌ای که حتی منتقدینی مثل بودریار هم از آن غافل بوده‌اند: «چه چیزی دارد خود این سرگردانی را هدایت می‌کند؟» ما در این انیمیشن با یک «نظم» روبه‌رو هستیم. نظمی نوعاً «ریاضیاتی‌سازانه» که خودش را در ترتیب تبلیغات گوشی‌ها نشان می‌دهد. اعداد بالا می‌روند، اشکال، هندسی‌تر می‌شوند، گرافیک‌ها، رزولیشن‌ها و غیره در حال «تکمیل‌تر» شدن هستند – صدالبته تکمیلی هندسی – و فرد مصرف‌کننده، به این ترتیب، در پلکانی نامتناهی از احساس خوشبختی و  بدبختی قرار می‌گیرد که روال «نامتناهیِ» خرید و مصرف و تولید را تداوم می‌بخشد. تداومی نامتناهی که منابع “متناهی” را به نقطۀ خطرناک بحران، نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند. گویا چیزی چونان «کمال هندسی اشیاء» در پسِ این منظومه‌های مصرف قرار دارد و قدرت و سرمایه‌دار و تولید‌کننده و مصرف‌کننده را همزمان هدایت می‌کند.
این دقیقاً چیزی است که از چشم جامعه‌شناسان مصرف پنهان مانده است. ایده‌ای از کمال هندسی در حاق جهان‌بینی مدرن ما نهادینه شده است که بر هر چیز دیگری در تحولات جهانِ زندگی ما مقدم است. ایده‌ای که نظمی را ایجاد می‌کند که قدرت برخلاف تصور فوکو خالق آن نیست، بلکه مقدم بر قدرت و خالق منظومه‌های قدرتِ جهان بالفعل ماست. این نظم در خود معنای مدرن اشیاء، پیرو معنایی از کمال هندسی‌شان، نهادینه است.
آنچه زنگ بیداری به ما گوشزد می‌کند را با الهام از تحلیلات ادموند هوسرل، می‌توان اینگونه گفت که قبل از بحث از تکنولوژی، باید آن روح ریاضیاتی‌سازانه‌ای را در دنیای مدرن ما تحلیل کرد که نشان می‌دهد که مثلاً چرا کالاها دارند «شکلی‌سازی‌تر» می‌شوند و از جمله زیبایی و کمال به «شکل» و «شکیلی» تقلیل یافته‌اند و «کیفیت» کالاها از وجه صرفاً کمی‌شان دنبال می‌شود. «شکلی» که می‌خواهد با افزایش چیزی‌هایی همچون «رزولیشین»، به خود طبیعت از کانال صرفاً ریاضیاتی نزدیک و نزدیک‌تر شود، در عین حالی که از آن در کلیت‌اش دورتر می‌شود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz