سخنرانی حسین پاینده در نشست «بازنمایی گفتمان اجتماعی در ادبیات داستانی معاصر ایران» - ۲۳خرداد۹۵

۷۶۸

ادبیات روایت مطبوع حکومت‌ها نیست

هنوز هم برخی خاطره‌نگاری‌های جنگ و دفاع مقدس را، یادداشت‌های همسران شهدا را و روایت‌های روزهای انقلاب را رمان می‌دانند. البته اخیراً این قسم مکتوبات را حتی ناشرانشان مستندنگاری می‌خوانند و در جایزه‌های ادبی نیز حسابشان ذیل همین عنوان، از رمان‌ها جدا شده است. چرا و چگونة این تفکیک را می‌توان در سخنرانی دکتر حسین پاینده و بصیرت سیاسی ایشان از ادبیات داستانی پی گرفت. او در سخنرانی حاضر ادبیات را همواره چیزی در تقابل با حکومت‌ها می‌خواند و قول افلاطون در مورد بیرون راندن شعرا را متناسب با ذات ادبیات می‌داند. تخیل سبب می‌شود که امر خیال‌انگیز یا هر امری که خلق شده باشد دروغین، بی‌فایده و در نتیجه بیرون از «جمهوری» بیفتد. سخن از خاصیتی است که ادبیات را به خطری برای سیاستمداران و حکومت‌ها تبدیل می‌کند. ادبیات داستانی در روایتگری مشی قالب حکومت را پیروی نمی‌کند بلکه روایتی متفاوت و دیگر را بیان می‌کند و طرحی نو در می‌اندازد. طرحی که شالودة آن انسان و نه منفعت قدرت‌هاست. سبک رئالیسم در ایران به‌خوبی از پس این وظیفه بر آمده و پرطرفدارترین و متراکم‌ترین تجربة زبان فارسی در حوزة رمان است.
در دوره‌های مختلف مسائل شایع رمان‌ها را می‌توان پیگیری کرد و میان آنها و مسائل شایع انسان آن دوره گفتگویی دید: گفتگویی که همواره جهتی از اعتراضِ جهان ادبیات به جهان واقعی دارد. در نظر دکتر پاینده کار رمان و ادبیات کالبدشکافی و آسیب شناسی اجتماعی است اگرچه به‌نظر می‌رسد که این کالبدشکافی را می‌توان به دایره‌ای فراتر از اجتماع نیز تسری داد و از این رهگذر، رهیافتی هستی‌شناسانه در باب رمان به‌دست داد. البته دکتر پاینده در سخنرانی حاضر، بیشتر به شرح مصادیق می‌پردازد و گفته‌های نظری‌تر را به فرصتی دیگر وا می‌گذارد. فرصتی که باید در آن دوباره از تفاوت بین تاریخ‌نگاری و قصه‌گویی و ادبیات پرسید و پرسید آیا سیاستمدار در گفتار حاضر، آن سیاستمدار حقیر حریصی نیست که می‌خواهد بدون ذره‌ای خطر کردن، شهر خود را حفظ کند؟ آیا می‌توان سیاست نابی را جست که اتفاقاً با ادبیات و ادبا در یک جبهه قرار گیرند؟ آیا به‌راستی هیچ اشتراکی میان آنها نیست؟

همچنین ببینید:
چرا سیاستمداران ادبیات را دوست دارند؟ – سخنرانی ناصر فکوهی در نشست «بازنمایی گفتمان اجتماعی در ادبیات داستانی معاصر»

دیدگاه بگذارید

3 Comments on "ادبیات روایت مطبوع حکومت‌ها نیست"

avatar
نادر
نادر

آیا می‌توان سیاست نابی را جست که اتفاقاً با ادبیات و ادبا در یک جبهه قرار گیرند؟
بله صد در صد میتوان! بنا به تفسیر والتر بنیامین و آدرنو، فاشیسم در بنیان خود، چیزی جز همین خطر کردن به زیبایی سازی امر سیاسی نیست!

نادر سهرابی
نادر سهرابی
سلام… بله اما باید پاسخ داد که ادبیات صرفا زیباسازی امور است؟ آیا ترادف ادبیات و سیاست به مسئولیتی که در هردوی آنها به مؤلف تحمیل می‌شود نیست؟ مؤلف کنش سیاسی درکی از واقعیت پیدا کرده است و این درک است که نهایتاً در برابر اتهام هر سخنهایش از او محافظت می‌کند. سیاست ناب طفره رفتن از واقعیت نیست بلکه کنار آمدن با آن است. رمان نیز اغلب به ما می‌گوید که چطور می‌توان با واقعیت کنار آمد. اگر منظور دکتر پاینده از آسیب‌شناسی اجتماعی صرفا اعتراضی ساده باشد چه اهمیتی می‌تواند داشته باشد. رمان باید بتواند واقعیت را در… ادامه »
نادر
نادر
مساله ی رویکرد انتقادی از قضا درست همین هستی واقعیت، یا آنچیزی ست که واقعی را واقعی میکند. موضوع اعتراض به معنای صرفا سوسیولوژیک نیست، موضوع این است که هستی ادبیات و اثر هنری، با نفی واقعیت، امر منفی و سوبژکتیویته ی رهایی بخش نسبت دارد. در توضیح همین معنا میتوان به آرای مهم سارتر و بلانشو رجوع کرد. از سوی دیگر، سیاستمرد هم، اگر مشتغل به سیاست رهایی بخش و منفی باشد، هیچ تعهدی به واقعیت -که در عمل چیزی جز تعهد به وضعیت موجود نیست- ندارد. پیوند ادبیات و سیاست، آن هم از در تعهد به واقعیت، معنایی… ادامه »
wpDiscuz