مستند «مازاد سرمایه؛ ما محکوم به مصرف هستیم»-اریک گاندینی - ۲۰۰۳

۱۵۰۲

چاره در «نخواستن» است!

سیمافکر: مسألۀ توزیع ثروت، یکی از اساسی‌ترین پرسش‌های پیش روی نظام سرمایه‌داری است. منتقدان سرمایه‌داری، همواره از آمار و ارقام برای حمله به نظم سرمایه‌دارانه بهره می‌برند و در این میان، نابرابری در توزیع ثروت، یکی از شاهدان همیشه حاضر در دادگاه سرمایه‌داری است. معادله‌هایی همچون 1 درصد در برابر 99 درصد، یا گزاره‌هایی نظیر اینکه 80 درصد ثروت دنیا را 20 درصد مردم دنیا مصرف می‌کنند؛ هرچند اغلب جنبه‌ی نمادین دارد و کمتر مستند می‌شود، اما همه و همه در مبارزات سیاسی بر علیه سرمایه‌داری، به گفتارهایی الهام‌بخش تبدیل شده‌اند. گفتارهایی که همانقدر که نیروی خود را از آمار و ارقام می‌گیرند، نهایتا نیز با حربۀ آمار و ارقام، انرژی‌شان فروکش می‌کند. کافی است یکی از صاحب‌منصبان نظم سرمایه‌داری، یا یک کارشناس خبرۀ امور مالی، با انبوهی سند و مُشتی عدد و رقم، در برابر صفحه‌ی تلویزیون حاضر شود و با توسل به «جادوی آمار»، افکار عمومی را مجاب کند که مسأله هرگز اینطور نبوده است!
مستند «مازاد سرمایه» در پی آن است تا نشان دهد که چگونه در مبارزه با سرمایه‌داری جهانی، تا جایی که میدان مبارزه، زمین آمار و ارقام باشد؛ برندۀ نهایی، نظم موجود است. «مازاد سرمایه» هرچند خود، منطق کمیّ نظم سرمایه‌داری را دستمایۀ نقد سرمایه‌داری قرار داده است، اما نهایتاً بیننده را مجاب می‌کند که «منطق مازاد»، منطق کمّی نیست. در واقع «اضافه بر سازمان» نشان می‌دهد که چگونه سرمایه‌داری اساسا مازادی ندارد. ثروتی که درون نظم سرمایه‌داری، تولید می‌شود، همواره به مجموعۀ دارایی‌های در گردش خودِ سیستم بازمی‌گردد، اما این چیدمان، هرگز با ایجاد «تعادل آماری» به دست نمی‌آید، بلکه این دقیقاً «منطق مصرف» است که از طریق ایده‌آل‌پردازی‌های روانی ذهنی همچون رفاه، لذت‌جویی، بهره‌مندی و… تشویق به مصرف بیشتر می‌کند و ثروتی که توزیع شده است را از چنگال صاحبان موقتی آن (مصرف کنندگان) در می‌آورد و به این ترتیب، مازاد را نیز از آنِ خودش می‌کند.
«مازاد سرمایه» نهایتا سوسیالیسم را نیز به سخره می‌گیرد. جایی که به تجربۀ کوبا اشاره می‌کند: سوسیالیسم محکوم به شکست است چرا که متوجه اهمیت «منطق مصرف» نمی‌شود و گمان می‌کند از طریق «تعادل کمّی» می‌توان مسألۀ توزیع را چاره‌جویی کرد. در حالی که این نیز نوعی «مصرف مهار شده» است که نهایتا میل به مصرف را زنده نگاه میدارد. چارۀ نهایی به زعم روایتی که «مازاد سرمایه» به دست می‌دهد؛ بازگشت به «بدوی‌گرایی» و در واقع «نخواستن» و مقابلۀ توأمان با هر شکلی از ظهورات مصرف، هم در تولید و هم در استفاده است.

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه on "چاره در «نخواستن» است!"

avatar
محمدرضا پالیده
محمدرضا پالیده

یکی اینکه که میتونم بگم اصلا نمیشد بهش گفت «مستند»! بیشتر یه شو و طنز بود! البته حقیقت رو گفت! ولی قطعا نه به اسم «مستند»!
دوم هم اینکه شاید به خاطر قدیمی بودن [ساخت ۲۰۰۳] و اینکه خیلی درمورد این گزاره‌ها و موارد بحث شده و خوندیم، چیز جدیدی نداشت! عملا مروری بر دانسته‌ها بود!
کاش دوستان اندیشمند در حوزه اقتصاد، تبیین درستی از اقتصاد مقاومتی/دینی (الگو مصرف، روش، هدف، محور و …) بکنند و زودتر اجرایی بشه!

wpDiscuz