سخنرانی احمد بستانی در نشست «واکاوی بنیادهای کشمکش سیاسی از منظر هابز» - ۱۹اردیبهشت۹۵

۶۴۸

سیاست ناگزیر از تخیل است

سیمافکر: جامعه را به ندرت می‌توان نشان داد. وجود جامعه، معمولا در تحلیل‌های سیاسی، فرض گرفته می‌شود. چیزی منسجم هم‌چون جامعه را فرض می‌گیریم و سپس اجزائی برای آن بر‌می‌شماریم و احکامی دربارۀ آن صادر می‌کنیم. اما لحظات و مقاطعی هست که در آن‌ها جامعه موجودیت خودش را نمایان می‌کند. اجتماعات بزرگ سیاسی، اعتراضات بزرگ مدنی و البته انتخابات‌ها. از پیِ چنین رخدادهایی، جامعه هم‌چون پدیده‌ای متفرد به چشم می‌آید و معمولا اعجاب برانگیز می‌شود؛ یا تحسین می‌شود و یا تقبیح. هرچه هست، لحظۀ ظهور جامعه – هم‌چون کلیتی منسجم و واحدی سیاسی- لحظه‌ای رازآمیز و آمیخته با حیرت و شگفتی است. حیرتی که نه تنها در مردم که خود بخشی از همین جامعه هستند، بروز می‌کند؛ بلکه اندیشمندان و تحلیل‌گران را نیز اغلب غافلگیر می‌کند. جامعه‌شناسی و علم سیاست مدرن، در پی آن رفته است که جامعه را به واحدی متعین و پیش‌بینی‌پذیر تبدیل کند تا بتواند آن را زیر میکروسکوپ‌های تحلیلی خود قرار داده و به تعبیری، به چنگ آورد. باید جامعه، از هرگونه رفتار اعجاب‌انگیز و از هرگونه خلق شگفتی پیش‌بینی نشده، مبرا باشد تا بتوان دربارۀ آن سخن گفت. فیلسوفان سیاسی مدرن، نخستین متفکرانی بودند که پای در راه به چنگ آوردن جامعه گذاردند. بحران این متفکران آن بود که باید جامعه را «نشان» می‌دادند تا بتوانند دربارۀ آن حکم صادر کنند. چنین چیزی چگونه ممکن می‌شد؟ اینجاست که به رغم خواست اولیه و به رغم تصور عمومی که دربارۀ معرفت‌شناسی مدرن وجود دارد؛ اندیشمندان مدرنیته متأخر نیز به تخیل متمسک شده‌اند. احمد بستانی در این سخنرانی، در تحلیل معرفت‌شناسی هابز، نشان می‌دهد که چگونه حتی متفکران مدرن نتوانستند در سخن گفتن از جامعۀ سیاسی، از تخیل و اسطوره، شانه خالی کنند.

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

avatar
wpDiscuz