سخنرانی عباس عبدی و علی‌اصغر سعیدی در میزگرد «صدایی که شنیده نشد» - ۱۲اردیبهشت۹۶

۴ ماه پیش ۶۸۰

آن‌جا که موفقیت آزمونی ندارد؛ آینده دیر فرا می‌رسد!

سرمایه‌داری خصوصی دهه پنجاه، صدایی که به گوش دولت نمی‌رسید را شنیده بود.

سیمافکر: آیا انقلاب سال ۵۷ قابل پیش‌بینی بود؟ آیا دولت پهلوی، هیچ احساس خطر نمی‌کرد؟ آیا دولت وقت، انگیزه‌ا‌ش برای حفظ قدرت در برابر فشار انقلابیون را از دست داده بود؟ این قبیل سئوالات، همان‌قدر که در طول این چهار دهۀ پس از پیروزی انقلاب، مکرر طرح شده‌ است؛ از سوی مورخین و پژوهشگران جامعه‌شناسی و سیاست نیز مکرر پاسخ داده‌ شده است. از پاسخ‌های ارتجاعی نظیر اینکه کل ماجرا در خارج از ایران طراحی شده بود اگر بگذریم؛ عمده‌ترین تحلیل، غافلگیر شدن رژیم پهلوی از رخداد انقلاب را ناشی از ساختار فاسد رژیم می‌داند که ورودی‌هایش از جامعه، دستکاری شده و خروجی‌هایش نامتوازن و بی‌ربط با مطالبات جامعه بود. ضعف و بیماری شاه نیز مزید بر این اخلال ساختاری شد تا رژیم، انگیزۀ کافی برای مقابله با مخالفان را از دست بدهد و انقلاب رخ داد. «صدایی که شنیده نشد» ظاهرا می‌تواند شاهدی قدرتمند بر درستی همین تحلیل باشد: مجموعه پژوهش‌های آینده‌نگرانه‌ای که در سال‌های نخست دهۀ پنجاه توسط جمعی از متخصصین با همکاری دفتری در رادیو تلویزیون ملی وقت انجام شد. نتایج این پژوهش، احتمال بسیار نزدیک انقلاب را نشان می‌داده است و لابد همان ساختار فاسد و ناکارآمد رژیم شاه، مانع پردازش این اطلاعات و تصمیم‌گیری‌های درست بر مبنای آن بوده است. اما جالب اینجاست که نه عباس عبدی که گردآورندۀ «صدایی که شنیده نشد» بوده است این برداشت را یکسره تصدیق می‌کند و نه علی‌اصغر سعیدی که مجموعۀ منحصر به فردی از تاریخ‌نگاری‌ها پیرامون دوران پهلوی دوم دارد؛ آن را می‌پذیرد. عبدی مانع اصلی را در غلبۀ دو ایدئولوژی مارکسیسم و نوسازی در دوسوی منازعه می‌داند که باعث شد هیچ یک از طرف‌ها نتوانند آنچه واقعا در بطن جامعه رخ می‌دهد را دریابند. علی‌اصغر سعیدی نیز از واقعیت شگفت‌آوری پرده بر‌می‌دارد. او نشان می‌دهد که چگونه سرمایه‌داری نوپای صنعتی در ایران دهۀ پنجاه، اتفاقا صدای مردم را شنیده بود! البته پیش‌تازی صاحبان صنایع از دولت، در شناخت جامعه، صرفا ناشی از ذکاوت آنها و کندذهنی دولت نبود. پای «بازار» در میان بود و آزمونی که سرمایۀ صاحبان صنایع را تهدید می‌کرد. آزمونی که پیش روی هیچ نیروی اجتماعی و سیاسی دیگری در ایران آن زمان قرار نداشت. خاطر آسودۀ صاحبان ایدئولوژی را هرگز هیچ مخاطره‌ای تهدید نمی‌کرد. اینگونه بود که چنان‌که عبدی نیز می‌گوید، آینده، بسیار دیرتر و غافلگیرکننده‌تر از آنچه باید، فرا رسید. هم برای حکومت و هم برای مخالفان صف‌ آراستۀ آن!

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz