گفتار دکتر رضا منصوری با عنوان «فیزیک و خرد مدرن» در همایش «فیزیک و فلسفه» دانشگاه شریف - ۲۷اردیبهشت۱۳۹۳

۲۴۸

دانشمند کاری با سیاست‌مدار ندارد؟

سیاست می‌تواند از در پشتی علم وارد شود

معمولا تلاش‌های سازمان‌یافته و یا نظریه‌های معرفت‌شناسانه حامی بومی‌سازی یا اسلامی‌سازی علم در کشور، اغلب از سوی آن گفتاری در علم، مورد اعتراض واقع می‌شود که به نحوی از جهانی بودن و فراگیر بودن نظریه‌های علمی دفاع می‌کند. این گفتار معمولا به بنیان تجربی علم و حتی علوم انسانی استناد می‌کند و خصوصا علم فیزیک و قوانین و احکام شناختی آن را پایه درک ما از خودمان و جهان برمی‌شمارد و این‌چنین زیر پای هر نظام شناختی دیگر را که دعاوی بومی و غیرجهانی دارد، سست می‌کند. در این فیلم با سیمای دیگری از گفتار علمی که به نقد بومی‌سازی علم می‌پردازد مواجه می‌شویم. دکتر رضا منصوری در مقام یک فیزیکدان تأکید می‌کند که هر سازه مفهومی، حتی مفاهیم علم فیزیک، یک برساخته تاریخمند است که اولا وابسته به اجماع جامعه علمی در یک لحظه خاص از تاریخ است و در ثانی، تنها معیار برای سنجش اعتبار آن، تأیید موقت مشاهدات تجربی با این سازه مفهومی است. دکتر منصوری به این ترتیب، با تاکید بر وجود نحوی از زیست‌بوم برای همه نظام‌های علمی و حتی علوم تجربی، به ظاهر امکانی را برای ساخته شدن گفتارهای بومی در علم و علوم انسانی باز می‌کند اما از سوی دیگر، با تبصره‌ای که به حکم خود می‌زند، عملا به صف منتقدان پروژه «بومی‌سازی» می‌پیوندد. این تبصره، اوتونومی علم از سیاست است. سیاست، نمی‌تواند برای علم تعیین تکلیف کند. پس هیچ آزمونی اعم از سکولار بودن، بومی بودن و اسلامی بودن، پیش روی علم نیست. تنها آزمون علم، کارکرد موقت احکام و سازه‌های مفهومی یک «مدل علمی» در واقعیت است.
البته که تأکید بر موقتی بودن علم، پای تمامیت‌خواهی‌های سیاسی را از ساحت علم، کوتاه می‌کند، اما سیاست، همواره می‌تواند از در پشتی وارد شود. چه کسی تضمین می‌کند که سیاست، از همین تأکید بر موقتی بودن هر گفتار علمی، سوء استفاده نکند؟ مگر نه این است که آن سوی موقتی بودن علم، امکان همواره حاضر برای آن است که یک یافته ناشناخته و غریب، جای علم شناخته‌شده فعلی بنشیند؟ آیا تجربه نازیسم را از یاد برده‌ایم؟ نظریه نژادی نازیسم، یک جهش در علم زمانه خودش محسوب می‌شد که دائما خود را با تمسک به اینکه اینها جدید‌ترین یافته‌های علمی هستند، مستند می‌ساخت. اگر این تأکید دانشمندان، که هر مدل علمی، همواره موقتی است، نبود، آیا می‌شد امکانی برای خلق موجود عجیب‌الخلقه‌ای نظیر گفتار علمی نازیسم را فراهم کرد؟ و البته که خود دانشمندان چنین امکانی را برای هیتلر فراهم کرده بودند و نیازی به سرنیزه هیتلری برای پذیرش عمومی آن در محافل علمی آلمان آن زمان وجود نداشت.
تمامیت‌خواهی سیاست در علم، صرفا با نفی امکان‌های معرفتی متکثر، رخ نمی‌دهد. همچنان‌که لزوما با تأکید بر کثرت و موقتی بودن مدل‌های علمی، مهار نمی‌شود. گویی نسبت علم و سیاست، ماجرایی پیچیده‌تر از این دست مدل‌سازی‌های یک‌جانبه است.

سیمافکر در تلگرام

سیمافکر در اینستاگرام

دیدگاه بگذارید

شما اولین پیام را بگذارید

avatar