گفتار دکتر سارا شریعتی در نشست «چرا باید علوم انسانی بخوانیم» در دبیرستان شرف‌الدین - ۱۱اردیبهشت۱۳۹۶

۱۲۲۰

علوم انسانی کاربردی، آزمون علوم انسانی نیست؟

هنوز که هنوز است، قدرتمندترین پرسشی که پیش روی علوم انسانی در ایران قرار دارد، این است که علوم انسانی به چه کار می‌آید؟ این سوالی است که هم افکار عمومی از ارباب علوم انسانی و دانش‌پژوهان این رشته می‌پرسند، هم حاکمیت سیاسی از دانشکده‌ها و انجمن‌های علمی فعال در رشته‌های مختلف علوم انسانی مطالبه می‌کند و هم دانشجویان در باب آن با اساتید و دانش‌آموخته‌های علوم انسانی، مناقشه می‌کنند.
در این سخنرانی، سارا شریعتی، استاد گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، در برابر این پرسش قرار گرفته است که چرا باید علوم انسانی خواند و علوم انسانی به چه کار می‌آید؟ او با طرح دو موضع عام، سخنش را دربارۀ علوم انسانی آغاز می‌کند. یکی موضعی ضعیف شده که علوم انسانی را از اساس بیهوده می‌داند و حکم به کنار گذاشتن آن می‌دهد و دیگری، موضع رایجی که به دنبال پالایش علوم انسانی از آلودگی‌ها برای رسیدن به مدلی بومی و منطبق با نیازهای ایران است. هر دو موضع، سودای کاربرد علم را دارند و از علوم انسانی، کاربردی بیرون از خودش را طلب می‌کنند؛ البته یکی وجود چنین کاربردی را در علوم انسانی نفی می‌کند و دیگری، تحقق آن را مستلزم اصلاح محتوای رشته‌های علوم انسانی می‌داند.
دکتر شریعتی اما به کارکرد درونزای علوم انسانی اشاره دارد. او معتقد است خواندن علوم انسانی به برقراری رابطه‌ای خاص با خود و جامعه منجر می‌شود. رابطه‌ای که به‌ظاهر بزرگترین دستاورد علوم انسانی برای دانش‌آموختگان آن است. بخش اصلی سخنان او به امکاناتی اشاره دارد که همین رابطه برای ما فراهم می‌کند. توانایی برای ایجاد فاصلۀ انتقادی با مسائل، یکی از اساسی‌ترین امکاناتی است که این علوم برای ما می‌گشایند. فاصله‌ای که اجازه می‌دهد فارغ از قضاوت‌های رایج، به فهم درستی از وضع جامعه دست پیدا کنیم. اما آیا چنین فاصله‌ای، همواره مثبت واقع می‌شود؟
این همان هشداری است که دکتر شریعتی به کسانی می‌دهد که می‌خواهند به وادی علوم انسانی وارد شوند: فاصله با مسائل، نباید از دریافتن نسبت خودمان با جامعه‌ای که چنین مسائلی را در خود پرورانده است ممانعت کند. اگر یک روشنفکر، جامعه را عقب‌مانده بداند باید به این مسئله توجه کند که خودِ این قضاوت، محصول جامعه‌ای عقب‌مانده است. چنین درکی اجازۀ بی‌مسئولیتی به روشنفکر نمی‌دهد. فریاد دکتر سارا شریعتی بر سر آن علوم انسانی است که خود را فارغ از واقعیت‌های صحنه می‌داند. او در پرمناقشه‌ترین نقطۀ تاریخ علم، بحث خود را تمام می‌کند. نقطه‌ای که به علم اجازۀ کناره‌گیری نمی‌دهد. نقطه‌ای که در آن، ای‌بسا علم کاربردی نیز درجا می‌زند. کور شدن به این نقطه، هراس بنیادین از اشتغال به علوم انسانی و دیدن آن، آزمون علوم انسانی است.

 

سیمافکر در اینستاگرام

 

دیدگاه بگذارید

شما اولین پیام را بگذارید

avatar